تحرکات ضدشیعی در افغانستان نتیجه فشارهای عربستان و آمریکاست

طالبان در 24 مرداد 1400 با تصرف کابل، اداره افغانستان را پس از 20 سال دوباره به دست گرفت. نخستین پیامد روی کارآمدن دوباره طالبان برای شیعیان افغانستان که عمدتاً متشکل از هزاره ها هستند، حذف این جامعه از قدرت بود. در حال حاضر سهم هزاره ها و شیعیان از قدرت، تنها دو کرسی معاونت وزیر است. نه در بخش نظامی حضور دارند و نه در رأس ادارات مرکزی و محلی. حتی ولایت ها و ولسوالی های هزاره و شیعه نشین نیز از سوی پشتون ها اداره می شوند.

طالبان در 24 مرداد 1400 با تصرف کابل، اداره افغانستان را پس از 20 سال دوباره به دست گرفت. نخستین پیامد روی کارآمدن دوباره طالبان برای شیعیان افغانستان که عمدتاً متشکل از هزاره ها هستند، حذف این جامعه از قدرت بود.

در حال حاضر سهم هزاره ها و شیعیان از قدرت، تنها دو کرسی معاونت وزیر است. نه در بخش نظامی حضور دارند و نه در رأس ادارات مرکزی و محلی. حتی ولایت ها و ولسوالی های هزاره و شیعه نشین نیز از سوی پشتون ها اداره می شوند. همچنین در شوراهای علما در ولایت های شیعه نشین، هیچ عالم شیعه ای حضور ندارد.

به نظر می رسد هدف طالبان از این سیاست، فراتر از اعمال فشار مقطعی، وادارکردن بخشی از جامعه شیعه به مهاجرت و همزمان تضعیف تدریجی نهادهای مذهبی، فرهنگی و علمی و در نهایت استحاله هویت مذهبی آنان باشد.

برای روشن تر شدن ابعاد این موضوع با سیدمحمد موسوی، رئیس نمایندگی خبرگزاری اطلس افغانستان در ایران گفت و گو کردیم، مشروح آن را در ادامه می خوانید:

ایکنا ـ با توجه به اخباری که درباره تعطیلی واحد کابل جامعةالمصطفی(ص) منتشر شده و هم زمان شاهد فشارهایی بر دانشگاه های خصوصی دیگر مثل دانشگاه سلام هستیم، آیا این اقدام را باید یک «تصمیم موردی» علیه یک نهاد خاص بدانیم یا بخشی از یک پروژه کلان تر برای حذف مؤسسات آموزشی غیرهمسو با ایدئولوژی طالبان؟»

با توجه به مجموعه ای از تصمیمات طالبان که به طور مرحله به مرحله انجام شده، اینکه تعطیلی مراکز آموزش عالی را یک اقدام موردی بدانیم، ساده انگارانه است به نظر می رسد که جریان سلفی حاکم بر نظام فکری طالبان به دنبال یکدست سازی نظام آموزشی و انهدام تمام صداهای غیر همسو با این گروه است. اما در خصوص المصطفی(ص) و سایر مراکز همسو و نزدیک با ایران، یک رویکرد ویژه تر و دارای حساسیت بیشتری هم از سوی طالبان تعقیب می شود. طالبان، این مراکز را ظرفیت های وابسته با ایران می دانند که در راستای مبانی فکری انقلاب اسلامی در سطح منطقه به تربیت نیروی تحصیل کرده مشغول هستند و تعطیلی این مراکز، ظرفیت های مربوط به ایران را هدف قرار می دهد.

برخی شنیده ها حاکی از این است که این فشارها، بخشی از مطالبات عربستان سعودی و آمریکا از طالبان است. هم زمانی انعقاد قرارداد بسیار بزرگ نفتی طالبان با عربستان با واسطه گری چهره های آمریکایی با تعطیلی مراکز نزدیک به ایران، این گمانه را تقویت کرده است.

ایکنا ـ با توجه به فشار برای واگذاری یا تعطیلی این مراکز، آیا اصلاً می توان از مفهوم «استقلال نهادهای آموزشی» در افغانستان امروز سخن گفت، یا آموزش در این کشور کاملاً به ابزاری در دست دستگاه های امنیتی ـ ایدئولوژیک طالبان تبدیل شده است؟

در نظام حاکمیتی طالبان، همه چیز در اختیار و تحت سلطه طالبان است و تنها نظام آموزشی نیست که در خدمت اهداف توتالیتاریستی(تمامیت خواهی) این گروه قرار دارد. تجربه مدارس دینی سلفی در مناطق قبایلی به طالبان این نکته را آموخته است که در یک سیستم آموزشی بسته و تحت کنترل، این گروه می تواند انسان هایی تربیت کند که برای اهداف انها انتحار کنند و زنان و کودکان بی گناه را به قتل برسانند. بنابراین در حاکمیت طالبان، همه چیز در اختیار و تحت سلطه این گروه باید باشد و نظام آموزشی هم از این رویکرد، مستثنی نیست.

ایکنا ـ تعطیلی پی درپی مراکز آموزشی چه ضربه ای به بدنه تخصصی و نیروی انسانی افغانستان می زند؟ آیا طالبان جایگزینی برای این خلأهای آموزشی دارد یا هدف، «انقباض» فضای آموزشی است؟

طبیعتاً در شرایطی که افغانستان درگیر کاستی های فراوانی در سیستم آموزشی خود است، تعطیلی پی درپی مراکز آموزشی، ضربات جبران ناپذیری را در میان مدت و بلندمدت در خصوص تربیت نیروی انسانی متخصص به افغانستان وارد خواهد کرد. طالبان کوشیده است با توسعه مدارس حوزوی که با رویکردی سلفی دیوبندی به مباحث آموزشی می نگرند، به زعم خود، نیروی انسانی تربیت کند، اما این مدارس به طور قطع نمی تواند پاسخگوی نیازهای روزافزون جامعه به ویژه در زمینه تخصص های فنی و نیز تخصص های علوم انسانی باشد. بنابراین با حفظ شرایط فعلی، باید آینده نیروی انسانی متخصص در افغانستان را فاجعه بار بدانیم.

ایکنا ـ با این روند فشار بر نهادهای خصوصی و آموزشی، آینده «آموزش عالی» در افغانستان را چطور پیش بینی می کنید؟ آیا شاهد مهاجرت بیشتر نخبگان و مؤسسات خواهیم بود یا طالبان به دنبال بومی سازی کامل متون و ساختار آموزشی (مدل مدارس دینی) است؟

براساس شواهد موجود، طالبان اساساً هیچ توجهی به آموزش عالی ندارد و به سرمایه گذاری در این حوزه نیز اعتقاد ندارد. از این منظر، مسئله بومی سازی متون در ساختار آموزش عالی در دستور کار نیست و مسئله توسعه آموزش با مدل مدارس دینی هم فی الواقع آموزش عالی نیست تا توسعه آن، بومی سازی آموزش عالی به حساب بیاید. ما با یک انسداد آموزشی در افغانستان مواجهیم که تداوم آن قطعا به تعطیلی بیشتر مراکز آموزش عالی منجر خواهد شد و این امر، مهاجرت بخشی از نخبگان و از بین رفتن ظرفیت بخش دیگری از نخبگان را در پی خواهد داشت. در نهایت امر، جامعه نخبه افغانستان، در فضای تجریدی(تفکیکی) ایجاد شده توسط طالبان از ارائه هرگونه خدماتی به مردم افغانستان دور خواهند ماند.

ایکنا ـ گزارش ها حاکی از تضاد نظر بین وزارت عدلیه و وزارت تحصیلات عالی طالبان است. این تضاد ناشی از چیست؟ آیا ما شاهد یک «دوقطبی» در تصمیم گیری های کلان طالبان هستیم یا این صرفاً یک ناهماهنگی اداری است؟

به نظر نمی رسد که اختلاف وزیر عدلیه طالبان با وزیر تحصیلات عالی این گروه واقعی باشد. هر دوی آنها در جناح بندی های داخلی طالبان در یک جناح قرار دارند و از نظر مبانی فکری هم کاملاً به هم نزدیک هستند. این دو، تعارض منافع جدی و نیز تداخل حوزه کاری قابل توجهی هم با هم ندارند که منجر به دو قطبی در تصمیم گیری های طالبان شود.

همچنین بسیار بعید است که آنچه رخ می دهد، ناهماهنگی اداری باشد چون با توجه به نزدیکی دو وزیر با یکدیگر، ناهماهنگی ها به سادگی قابل حل هستند. قرائن نشان می دهد که تظاهر به اختلاف، یک روش کار برای تسهیل اجرای محدودیت است. طالبان قبلاً در موارد دیگری هم از این روش، با نمایش اختلافات و دعوای زرگری، برنامه های حاشیه ساز خود را اجرایی کرده و اکنون هم بعید نیست که همین اتفاق در حال روی دادن باشد.

ایکنا ـ آیا تعطیلی واحد کابل جامعة المصطفی(ص) العالمیه را می توان یک «کارت بازی» سیاسی از سوی طالبان در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران دانست یا باید آ ن را صرفاً در چارچوب سیاست های سخت گیرانه داخلی این گروه تحلیل کرد؟

تعطیلی واحد کابل المصطفی(ص) اولین مورد از اقدامات ضد ایرانی طالبان نیست. پیش از این، حتی فعالیت کمیته امداد امام خمینی(ره) هم توسط طالبان ممنوع اعلام و در مورد زلزله زدگان هرات صرفاً کمک های مالی اهل سنت ایران پذیرفته شد.

در موارد دیگر، مراکز فرهنگی افغانستانی که ارتباط نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران داشتند به تعداد زیاد و به کرات تعطیل شده اند و در برخی موارد به متولیان آن ها صراحتاً گفته شده که چرا با ایرانی ها همکاری دارید.

طالبان تمام کتاب های چاپ ایران را از کتابخانه ها جمع آوری و ضبط کرده و بردن کتاب از ایران به افغانستان، امکان پذیر نیست. با توجه به این حجم از اقدامات به علاوه کارشکنی طالبان در مواردی همچون پرداخت حقابه ایران یا کارشکنی در مسیر تجارت اقلام ساخت ایران و... کدام عقل سلیمی می تواند بپذیرد که تعطیلی نمایندگی المصطفی(ص) در کابل، صرفاً یک اقدام سخت گیرانه طالبان در حوزه آموزش عالی می تواند باشد.

از روز هم روشن تر است که طالبان، رویکرد خصمانه اما نرم را علیه ایران در دستور کار قرار داده است . به همین دلیل هم هست که حتی در زمینه مسائل تجاری هم با اینکه با برخی کشورها وارد تعهدات و قراردادهای بسیار مهمی شده اما تاکنون هیچ توافقنامه مهم که ضمانت اجرایی بلندمدت داشته باشد، امضا نکرده و رفتار خود با ایران را صرفاً براساس تأمین منافع لحظه ای برگشت پذیر تنظیم کرده است.

در مجموع، رفتار طالبان نسبت به ایران را می توان یک رفتار هدفمند و هوشیارانه تلقی کرد که قدم به قدم در حال تضعیف ظرفیت های وابسته به این کشور در افغانستان است.

انتهای پیام

نظرات

captcha